تنظیم مجدد ۶۷۶

  1. چرخه ۵۲ ساله بلایای طبیعی
  2. سیزدهمین چرخه بلایای طبیعی
  3. مرگ سیاه
  4. طاعون ژوستینیانوس
  5. آشنایی با طاعون ژوستینیانوس
  6. طاعون قبرس و آتن
  1. فروپاشی اواخر عصر برنز
  2. چرخه ۶۷۶ ساله بازنشانی
  3. تغییرات آب و هوایی ناگهانی
  4. فروپاشی اوایل عصر برنز
  5. بازنشانی در ماقبل تاریخ
  6. خلاصه
  7. هرم قدرت
  1. حاکمان سرزمین های بیگانه
  2. جنگ طبقاتی
  3. بازنشانی در فرهنگ پاپ
  4. آخرالزمان ۲۰۲۳
  5. جنگ اطلاعاتی جهانی
  6. چه باید کرد

خلاصه

زندگی روی زمین چرخه های مختلفی را دنبال می کند که به پدیده های نجومی بستگی دارد. به عنوان مثال، چرخش زمین باعث می شود که شب به دنبال روز باشد و به لطف گردش زمین به دور خورشید، زمستان بهار را دنبال می کند. آزتک ها و دیگر تمدن های باستانی آمریکا نیز چرخه فاجعه ها را می دانستند. آن‌ها از یک مکانیسم تقویم منحصربه‌فرد برای اندازه‌گیری دقیق چرخه‌های ۵۲ ساله که مرگ و ویرانی را به همراه داشتند، استفاده می‌کردند.

من بزرگ‌ترین فاجعه‌های تاریخ را یافتم و متوجه شدم که آنها در واقع در چرخه‌ها اتفاق می‌افتند. هر ۵۲ سال یک دوره ۲ ساله وجود دارد که زمین به مکانی خطرناک تبدیل می شود. در این دوره بود که حوادث زیر رخ داد: هر ۴ زلزله بزرگ هزار سال گذشته. ۵ مورد از ۷ فوران آتشفشانی قوی که می توان سال دقیق آنها را تعیین کرد (منظورم فوران های سال های ۱۸۱۵ پس از میلاد، ۱۴۶۵ پس از میلاد، ۱۴۵۲ پس از میلاد، ۱۲۵۷ پس از میلاد، ۱۵۶۴ قبل از میلاد، ۲۲۹۰ قبل از میلاد و ۴۳۷۰ قبل از میلاد است). علاوه بر این، در طول دوره بلایای طبیعی، یک گردباد قدرتمند در مالت و دو طوفان ژئومغناطیسی بزرگ که با فعالیت خورشیدی زیاد مرتبط نبودند نیز وجود داشت. احتمال اینکه همه این بلایا در دوره فجایع فقط به صورت تصادفی رخ داده باشند برابر است با یک در میلیون ها.

آمریکایی‌های باستان با استفاده از تقویم تزولکین، که حدود ۳ هزار سال پیش ساخته شده بود، چرخه‌های بلایا را محاسبه می‌کردند. این بدان معنی است که حتی در آن زمان نیز آنها باید از وجود چرخه و مدت زمان دقیق آن که ۱۸۹۸۰ روز است، اطلاع داشته باشند. اگرچه در واقعیت این چرخه گاهی کمی کوتاه‌تر و گاهی کمی طولانی‌تر است، اما این عدد است و نه هیچ، که به میانگین بلندمدت مدت آن نزدیک‌تر است. واقعاً شگفت‌آور است که آمریکایی‌های باستان می‌توانستند این عدد را به این دقت محاسبه کنند. با این حال، اگر آنها برای بیش از دو هزار سال قبل، فجایع را ثبت می کردند، تعیین دقیق طول چرخه ممکن بود.

به نظر من علت فجایع برهم کنش چرخه ای میدان مغناطیسی بین سیاره ای روی زمین است. آرایش مشخصی از سیارات باعث می شود که میدان مغناطیسی با نیروی بسیار بیشتری برهمکنش داشته باشد و در نتیجه فاجعه های جهانی رخ دهد. چنین وضعیتی معمولاً هر ۱۳ سیکل یا ۶۷۶ سال تکرار می شود. ردی از دانش در مورد بلایای چرخه ای در بسیاری از فرهنگ ها حفظ شده است. عدد ۱۳ از زمان های قدیم با مرگ و بدبختی همراه بوده است. آمریکایی های باستان نیز به وجود این چرخه طولانی مشکوک بودند و در افسانه های خود هشداری درباره یک فاجعه جهانی که هر ۶۷۶ سال یک بار تکرار می شود، گنجانده بودند. اهمیت این عدد توسط کتاب مکاشفه تأیید شده است که طبق آن باید تعداد وحش را با استفاده از عدد ۶۶۶ محاسبه کرد. معلوم شد که تعداد وحش ۶۷۶ است که نشان دهنده دوره تنظیم مجدد چرخه ای است..

تنظیم مجدد چرخه ای

من تاریخچه بلایای جهانی را تا ۱۰ هزار سال پیش تجزیه و تحلیل کردم تا ببینم آیا چرخه تنظیم مجدد واقعا وجود دارد یا خیر. من توانستم ۱۰ فاجعه بزرگ از این دوره را پیدا کنم. از جمله طاعون های بزرگی مانند مرگ سیاه، طاعون ژوستینیانوس، طاعون سیپریان و طاعون آتن بودند. جالب اینجاست که هر یک از این اپیدمی ها توسط باکتری طاعون ایجاد شده است. علاوه بر این، در هر یک از این رویدادها، روایت‌های وقایع نگاران را می‌یابیم که می‌گویند این بیماری همه‌گیر بلافاصله پس از زلزله شروع شد. این موضوع این نظریه را تأیید می کند که باکتری ها از اعماق زمین بیرون می آیند. در مورد بازنشانی‌های قبلی، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آنها نیز احتمالاً با طاعون مرتبط بوده‌اند.

شدیدترین تنظیم مجدد باعث تغییر آب و هوای ناگهانی، عمیق و طولانی مدت می شود. دو تنظیم مجدد - رویدادهای ۴.۲ و ۸.۲ کیلویی - آنقدر قدرتمند بودند که نقاط مرزی بین سنین زمین شناسی در نظر گرفته می شدند. رویداد اخیر نیز تأثیر مخربی بر تمدن داشت. بازنشانی دیگر - رویداد ۹.۳ کیلویی - دوره خنک‌سازی بسیار شدید اما کوتاه‌تری را به همراه داشت. بازنشانی دیگر مرزی بین ماقبل تاریخ و دوران باستان ایجاد کرد. این رویداد خود را در ناهنجاری های اقلیمی با شدت کمتر نشان داد، اما تأثیر قابل توجهی بر تمدن داشت. بازنشانی دیگر به عصر برنز پایان داد و عصر آهن را آغاز کرد. قوی‌ترین بازنشانی‌ها همیشه بر گردش جریان‌های اقیانوسی تأثیر می‌گذارد و باعث تغییر آب و هوای ناگهانی می‌شود که هر بار به شیوه‌ای مشابه خود را نشان می‌دهد - به عنوان دوره‌های خنک‌کننده جهانی و خشک‌سالی‌های بزرگ. هر بار، منطقه اقیانوس اطلس شمالی بیشترین تأثیر را داشت، زیرا در این قسمت از جهان آب و هوا بیشتر به جریان های اقیانوسی وابسته است. من همچنین یک تنظیم مجدد پیدا کردم که منجر به ایجاد دریای سیاه شد.

به نظر می رسد که چرخه تنظیم مجدد مسئول تمام فجایع جهانی ۱۰ هزار سال گذشته است. همه بزرگ ترین بلاها، ناهنجاری های شدید آب و هوایی و فروپاشی تمدن ها مطابق با این چرخه اتفاق افتاده است. قدرت بازنشانی ها را واقعا نمی توان دست کم گرفت. آنها قادر به ایجاد دریاهای جدید و احتمالاً بیابان ها نیز هستند (تشکیل صحرا می تواند با تغییرات آب و هوایی پس از تنظیم مجدد مرتبط باشد). من تصور می کنم که پایان ناگهانی عصر یخبندان نیز به دلیل شتاب گردش اقیانوس ناشی از تنظیم مجدد باشد.

نام "تنظیم مجدد" از این واقعیت ناشی می شود که شدیدترین فجایع جهانی همیشه پایان یک دوره زمین شناسی یا تاریخی در حال انجام را نشان می دهد که سپس دوره جدیدی را دنبال می کند. علاوه بر دو عصر زمین شناسی، بازنشانی به دوران پیش از تاریخ نیز پایان داد، عصر برنز اولیه، عصر برنز پسین... سپس طاعون ژوستینیانوس منجر به سقوط امپراتوری روم غربی شد و بدین ترتیب به عصر باستان پایان داد. به نوبه خود، مرگ سیاه و فروپاشی جمعیتی مرتبط با آن عوامل اساسی منجر به بحران اواخر قرون وسطی بودند. این بحران به قرن ها ثبات در اروپا پایان داد و تغییرات سیاسی را به وجود آورد که در قرن پانزدهم منجر به پایان قرون وسطی و ظهور رنسانس شد. برخی از مورخان معتقدند که مرگ سیاه منجر به ناپدید شدن تقریباً رعیت در اروپای غربی شد، همانطور که طاعون ژوستینیانوس منجر به پایان بردگی باستان، حداقل در ایتالیا و اسپانیا شد.

اینها بزرگترین فاجعه های ۱۰ هزار سال گذشته بودند. همه آنها بسیار نزدیک به سالهایی اتفاق افتادند که چرخه ۶۷۶ ساله بازنشانی نشان داد. حتی تاریخ‌گذاری بازنشانی‌ها از چندین هزار سال پیش با چرخه با دقت ۱ تا ۲ سال مطابقت دارد. دقت چرخه تنظیم مجدد به سادگی گیج کننده است! من و احتمالا شما هم انتظار نداشتم که اینقدر دقیق باشد. احتمال تصادف آن را می توان به روش های مختلفی محاسبه کرد، اما مطمئناً بسیار کمتر از یک در میلیون است. ما می توانیم مطمئن باشیم که چرخه تنظیم مجدد واقعا وجود دارد و فاجعه جهانی بعدی در اوایل سال های ۲۰۲۳-۲۰۲۵ رخ خواهد داد!

تاریخ جعلی

بشریت از سپیده دم بازنشانی را تجربه کرده است، اما خاطره آنها پاک شده است. در مدرسه عمدتاً در مورد جنگ ها به ما آموزش می دادند، اما تقریباً هیچ چیز در مورد آفات و بلایای طبیعی، حتی اگر تأثیر تعیین کننده ای بر روند تاریخ داشتند. آیا فکر می کنید مقامات به ما در مورد تنظیم مجدد آینده هشدار دهند؟ آیا فکر می کنید آنها می خواهند ما را نجات دهند؟ دانش در مورد فاجعه قریب الوقوع دانش استراتژیک ارزشمندی است که می تواند توازن قدرت را در سیاست جهانی تغییر دهد. کشورهایی که به خوبی برای آن آماده شوند به ابرقدرت تبدیل خواهند شد. الیگارشی هایی که در صنایع مورد نیاز پس از فاجعه سرمایه گذاری خواهند کرد، حتی ثروتمندتر خواهند شد. این سایکوپات ها مطمئناً به ما هشدار نمی دهند. آنها فقط به فکر خودشان هستند. دولت ها در مورد همه چیز به ما دروغ می گویند و در مورد ریست هم حقیقت را به ما نمی گویند. برعکس، آنها تمام تلاش خود را می کنند تا آن را از ما پنهان کنند.

تاریخ به طور کامل تحریف شده است، و هدف از پنهان کردن دانش مخفی در مورد بلایای ادواری احتمالاً انگیزه اصلی جعل کنندگان بوده است. گمان می‌کنم بسیاری از رویدادهای تاریخی مرتبط با بازنشانی‌ها به‌طور کامل از تاریخ پاک شده‌اند، بنابراین ما هرگز فرصتی نخواهیم داشت که در مورد آنها بیاموزیم. سایر رویدادها در گاه شماری تغییر کرده اند. طاعون ژوستینیانوس از قرن هفتم به قرن ششم منتقل شد. خوشبختانه، یک دنباله دار بسیار متمایز که در طول طاعون گذشت، به من کمک کرد تا تاریخ تکه تکه آن وقایع را کنار هم بگذارم و به لطف خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی، توانستم تاریخ واقعی آن را تعیین کنم. احتمالاً جعلیات مشابه بیشتری در تاریخ وجود دارد، اما اثبات آنها همیشه آسان نیست. به نظر من مشکوک ترین تاریخ قحطی بزرگ است که بر اساس تاریخ نگاری رسمی در سال های ۱۳۱۵-۱۳۱۷ پس از میلاد، اندکی قبل از اپیدمی مرگ سیاه اتفاق افتاد.

(مرجع) قحطی بزرگ بیشتر اروپا را تحت تأثیر قرار داد و تا شرق روسیه و تا جنوب ایتالیا رسید. از بهار ۱۳۱۵ تا تابستان ۱۳۱۷، باران های شدید غیرعادی در بسیاری از اروپا بارید. در طول بهار و تابستان باران می بارید و دما همچنان خنک بود. در این شرایط، غلات نمی‌توانستند، و در نتیجه به شکست گسترده محصول منجر می‌شد. همچنین، تعداد زیادی سیل ویرانگر، برداشت محصول را مختل کرد و باعث قحطی گسترده شد. با این حال، شکست محصول تنها دلیل قحطی نبود. در طی این تغییرات آب و هوایی، گاوها در اروپا دچار آفت گاوی شدند که توسط یک پاتوژن با هویت ناشناخته، که گاهی اوقات به عنوان سیاه زخم شناخته می شود، ایجاد می شد. این بیماری باعث کاهش جمعیت گوسفند و گاو تا ۸۰ درصد شد. مرگ انبوه و بیماری گاوها به شدت بر تولید لبنیات تأثیر گذاشت. مردم شروع به برداشت ریشه های خوراکی وحشی، علف ها و پوست درختان از جنگل ها کردند. در بریستول، وقایع نگاری شهری گزارش داد که وجود داشت: «قحطی بزرگ از فقر با چنان مرگ و میر که زندگان برای دفن مردگان کافی نبودند. گوشت اسب و سگ گوشت مرغوب به حساب می آمد. وقایع نگاران آن زمان به بسیاری از حوادث آدمخواری اشاره کردند. قحطی منجر به مرگ حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت اروپا شد.

باران های بسیار شدید و مرگ دسته جمعی حیوانات در سراسر اروپا - دقیقاً همان پدیده ها توسط وقایع نگارانی که در مورد زمان مرگ سیاه می نویسند توصیف شده است! از این گذشته، بسیار نادر است که یک اپیدمی آنقدر بزرگ باشد که اکثر حیوانات در سراسر قاره در حال از بین رفتن باشند. و در اینجا دو بار اتفاق می افتد، به فاصله سه دهه. و در هر دو مورد، همه گیری ها با باران های سیل آسا و سیل های بزرگ همراه بود. در زمان قحطی بزرگ، هوای بارانی به مدت دو سال و در زمان مرگ سیاه نیز دو سال به طول انجامید. من فکر می کنم که سال قحطی بزرگ برای پنهان کردن میزان واقعی نابودی تغییر کرد. مقامات می خواستند این واقعیت را پنهان کنند که همه این بلاها - آفت در بین مردم، آفت بین حیوانات، فروپاشی آب و هوا و قحطی بزرگ - در همان زمان اتفاق افتاده است. آنها تاریخ را جعل کردند به طوری که پیوند دادن این پدیده ها به یکدیگر و کشف رمز و راز تنظیم مجدد غیرممکن بود. من فکر می کنم که تعداد تلفات این تنظیم مجدد، علاوه بر ۵۰ درصد از جمعیت اروپا که در اثر طاعون جان باختند، باید شامل ۱۰ تا ۱۵ درصد دیگر از جمعیتی باشد که از گرسنگی مرده اند. شایان ذکر است که ناهنجاری های آب و هوایی از زمان قحطی بزرگ را سال اولیه عصر یخبندان کوچک می دانند. بنابراین معلوم می شود که دوره خنک سازی که چند صد سال به طول انجامید دقیقاً از زمان تنظیم مجدد شروع شده است!

در حال گسترش زمین
عصر لیتوسفر اقیانوسی (در میلیون ها سال)

سوابق وقایع نگاران نشان می دهد که سه مورد از همه گیری طاعون بزرگ در اتیوپی آغاز شد. من فکر می کنم توضیحی برای اینکه چرا اپیدمی معمولاً از همان جا شروع می شود وجود دارد. نقشه بالا قدمت کف اقیانوس را در نقاط مختلف نشان می دهد. اقیانوس ها دائما در حال گسترش هستند، بنابراین بخش های مختلف کف در سنین مختلف هستند. مناطقی که با رنگ قرمز مشخص شده اند، قسمت هایی از کف اقیانوس هستند که نسبتاً اخیراً در چند میلیون سال گذشته شکل گرفته اند. نقشه نشان می دهد که کف اقیانوس در حال حاضر درست در سواحل اتیوپی (این کشور در جنوب مصر، در دریای سرخ واقع شده است) در حال گسترش است. صفحه تکتونیکی آفریقا از صفحه عربی دور می شود و شکاف عمیقی در نزدیکی اتیوپی ایجاد می کند. و از طریق این شکاف، باکتری های طاعون از لایه های عمیق زمین خارج می شوند. به همین دلیل است که اپیدمی طاعون معمولاً از آنجا شروع می شود. با این حال، در مورد بازنشانی های بسیار قوی، منبع طاعون ممکن است در چندین مکان مختلف باشد. وقایع نگاران نوشتند که مرگ سیاه با فاجعه هایی در هند و ترکیه آغاز شد که همراه با ریزش آتش از آسمان بود. آنها به احتمال زیاد به مکانی در جنوب ترکیه، نزدیک انطاکیه، جایی که صفحه تکتونیکی آناتولی از صفحه عربی دور می شود، اشاره کرده اند.

نقشه بالا نشان می دهد که کف اقیانوس به تدریج در طول ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون سال گذشته گسترش یافته است. قبل از این اتفاق، همه زمین ها به هم متصل بودند، اما در آن زمان کاملاً توسط اقیانوس پوشیده شده بودند. سپس زمین ها از یکدیگر جدا شدند و به تدریج اقیانوس ها بین آنها شکل گرفت. این نقشه نشان می دهد که در طول میلیون ها سال، وسعت تمام اقیانوس ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در همان زمان، اندازه قاره ها بدون تغییر باقی ماند. و این بدان معنی است که زمین باید در حال رشد باشد. بر اساس تئوری زمین در حال انبساط، سیاره ما زمانی چهار برابر کوچکتر از امروز بوده است. به نظر من، زمین به طور پیوسته در حال رشد نیست، بلکه بیشتر در حال رشد است. سریعترین رشد در هنگام تنظیم مجدد، زمانی که حرکات صفحه تکتونیکی بیشترین میزان را دارد، رخ می دهد. بنابراین، من تصور می کنم که پس از تنظیم مجدد بعدی، سیاره ما حدود ۱۰۰ متر از نظر محیط رشد کند. در اینجا توضیحی درباره نظریه زمین در حال انبساط خواهید یافت: link ۱ ، link ۲.

شهرهای ارواح

دولت‌ها مدت‌هاست که برای تنظیم مجدد آینده آماده می‌شوند. گسترده ترین آمادگی ها توسط چین انجام شده است. در سال‌های اخیر، چین تعداد زیادی واحد مسکونی ساخته است که هنوز خالی از سکنه هستند. مارک ویلیامز، اقتصاددان ارشد آسیایی در کپیتال اکونومیکس، تخمین می زند که چین حدود ۳۰ میلیون ملک فروخته نشده دارد که می تواند ۸۰ میلیون نفر را در خود جای دهد. این تقریباً برابر با کل جمعیت آلمان است! علاوه بر آن، ۱۰۰ میلیون ملک دیگر که گنجایش ۲۶۰ میلیون نفر را دارد، خریداری شده اما اشغال نشده است! چنین پروژه‌هایی برای سال‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند و حتی به آنها «شهر ارواح» چین لقب داده‌اند.(مرجع)

نسخه رسمی این است که این شهرها به دلیل سوء مدیریت به وجود آمده اند. آنقدر آپارتمان به طور تصادفی ساخته شد که کل جمعیت ایالات متحده را در خود جای می داد، و با این حال ۱۰ میلیون آپارتمان خالی می ماند... برای من، این غیرقابل قبول به نظر می رسد. می دانیم که از هفت زلزله غم انگیز قرن های اخیر، چهار مورد در چین رخ داده است. پس از چنین فاجعه ای، همیشه گروه زیادی از مردم زنده مانده اند اما خانه های خود را از دست داده اند. چین تجربه سال ۲۰۰۸ را به یاد می آورد، زمانی که زمین لرزه سیچوان جان ۸۸۰۰۰ نفر را گرفت و حداقل ۴.۸ میلیون نفر را بی خانمان کرد. مقامات چینی می دانند که تنظیم مجدد بعدی زلزله های شدیدی را به همراه خواهد داشت که بسیاری از ساختمان ها را ویران می کند. آنها انتظار دارند که صدها میلیون نفر خانه های خود را از دست بدهند و باید در جایی اسکان داده شوند. این همان چیزی است که چین برای آن آماده می شود.

نتیجه گیری

در سال ۲۰۱۸، محقق توطئه لهستانی، آرتور لالاک، نظریه ای را منتشر کرد که نشان می دهد بازنشانی تمدن ها به صورت دوره ای هر ۶۷۶ سال اتفاق می افتد، اما نتوانست نظر خود را با شواهد صحیح و قانع کننده پشتیبانی کند. نظریه او در اینجا قابل مشاهده است: link. با الهام از او، تصمیم گرفتم تحقیقات خود را در مورد تاریخچه بلایای جهانی انجام دهم. پس از بررسی کامل، شواهد زیادی از تنظیم مجدد گذشته پیدا کردم. حیاتی ترین نکته تئوری ریست ۶۷۶ این است که مبتنی بر دانش فجایع تاریخی جهانی است که هر کسی می تواند برای خود تأیید کند. من برای شما شکی نمی گذارم که آیا تنظیم مجدد انجام می شود، اما به شما اطمینان می دهم که مطمئناً انجام خواهد شد. تئوری بازنشانی ۶۷۶ قطعه پازل گم شده ای است که به توضیح بسیاری از چیزهای دیگر که تاکنون نامفهوم بودند کمک می کند، از جمله:

۱۹ ماه طول کشید تا به طور کامل در مورد موضوع تنظیم مجدد چرخه ای تحقیق کنم، آن را به روشی دقیق و قابل فهم توصیف کنم، تمام اطلاعات را تأیید کنم، و سپس آن را از لهستانی به انگلیسی ترجمه کنم و به خوبی قالب بندی کنم. اگر این بار را با کار حرفه ای خود به اشتراک گذاشته بودم، نمی توانستم این کار را انجام دهم. با این حال، من معتقدم ارزش تلاش را داشت تا فرصتی برای آماده شدن برای فاجعه آینده و نجات جان خود داشته باشید. شما می توانید با اهدای هر مبلغی به من بازپرداخت کنید. این به من کمک می کند تا از این دوران پرتلاطم عبور کنم. ارز خود را برای رفتن به سیستم پرداخت انتخاب کنید.

فصل بعدی:

هرم قدرت